داستان همهدانا
ما نه به دنبال ایده تجاری بودیم، نه قرار بود یک پروژهٔ پژوهشی را سامان بدهیم، بلکه داستان همهدانا برای ما، از یک سؤال ساده شروع شد، از دلِ یک حس مشترک، از دلِ یک دردِ مزمن:
الان که افراد بالغی هستیم، اما چرا هنوز بلد نیستیم زندگی کنیم؟
این همه سال درس خواندیم، این همه درس و مدرک به چه دردی میخورد و کی به کار میآید؟
اینها اعتراض نیست، حتی گلایه هم نیست، فقط سؤال هستند. ما دو نفر (محسن ترابی کمال و محمد جواد حصاری)، دو تا آدم کنجکاو هستیم که تقریباً در تمام عمرمان مشغول پرسیدن سوالهای تازه و پیدا کردن جواب آنها بودیم.
دنبال این سؤالات رفتیم، ولی جوابِ ما نه در کتابها بود، نه در سخنرانیها و نه در فرمولهای پرمخاطب موفقیت.
جستوُجوی ما خیلی عمق گرفت و وقت خیلی زیادی روی این ماجرای گذاشتیم. ما میخواستیم بفهمیم: چرا علم، با تمام شکوهش، گاهی از زندگی عقب میماند؟
در این جستوجو، به یک نقطه رسیدیم:
زندگی، نه فقط با «دانستن» پیش میرود، نه با «احساس» صرف. بلکه با پیوندی زنده میان «علم»، «دانستن»، «فهمیدن» و «توانستن» است که یک شاهکار خلق میشود به نام «هنر زندگی».
هنر زندگی باعث نمیشود به شکل جادویی مشکلات به تمامی از زندگی محو شوند و نه حتی موقعیتی که بخواهیم هر طوری شده، زندگی را فقط «تحمل» کنیم، بلکه بتوانیم تلخیها را ببینیم، خوبیها را ببینیم، همه شرایط را بپذیریم و در یک برنامه خردمندانه، متعهد باشیم که برای مدیریت زندگی خودمان «دانا» باشیم.
همهدانا چیست؟
همهدانا یک مؤسسه نیست.
یک مسیر است.
یک دعوت است به همراهی در سفری که نامش زندگیست.
ما نه مرشدیم، نه معلم، نه منجی.
ما «راهبر» هستیم، یعنی همسفرانی که بلدند خوب گوش بدهند، سؤالات درستی بپرسند و هر وقت که میتوانند، چراغی در دست بگیرند تا فراز و فرودهای راه بهتر دیده شوند.
و شما، اگر از «زندهمانی» خسته شدهاید، اگر کنجکاو هستید که آیا راه بهتری هم برای «زندگانی» هست یا نه؟ و اگر میخواهید معنای زندگی خودتان را کشف کنید، تبریک می گوییم؛ شما «رهنورد» این مسیر هستید!
روش ما چیست؟
ما به جای نسخهپیچی برای دیگران، باور داریم که هر کس باید به اکتشاف مسیر خودش برود.
ما به جای آموزش یکطرفه، به گفتوگوی دوطرفه اعتقاد داریم.
ما قلبا باور داریم که آدمها به جای تقلید از زندگی دیگران، باید مسیر مخصوص خودشان را خلق کنند.
ما از کوچینگ، منتورینگ، مشاوره و آموزش بهره میگیریم، اما هیچکدام را کارگشای مطلق نمیدانیم.
ما به «همراهی اکتشافی» باور داریم:
فرایندی که در آن، راهبر و رهنورد، شانهبهشانه، مسیر را میپیمایند و هر روز یک تجربهٔ تازه از یک روز زندگی جدید است. تجربهای جدید از راهی نو، نه راهی که ما را به مقصدی از پیش تعیینشده میبرد. راهی که ما را به آن جایی میبرد که «ساختن معنا»، فقط برای خودِ رهنورد است.
چرا این مسیر مهم است؟
چون زندگی، فرصتی برای ماست که فقط یکبار اتفاق میافتد؛ بدون تکرار، بیتوقف و بدون بازگشت است.
ما در این مسیر، سه انتخاب بیشتر نداریم:
- یا کنشپذیر باشیم و با جریان پیش برویم،
- یا واکنشگر باشیم و فقط در بحرانها بجنگیم،
- یا کنشگر باشیم و خودمان، خالق مسیر زندگیمان باشیم
ما در همهدانا، کنشگری را تمرین میکنیم. نه با شعارهای خوشرنگ وُ لعاب، نه با وعدههای توخالی، بلکه با تمرین، گفتوگو و تجربه.
دعوت از شما
اگر تو هم از نسخههای آمادهای که زندگی برای ما چیده، خستهای و دسوت داری خودت باشی. اگر نمیخواهی هر روزت را فقط از سربگذرانی، بلکه هر روز آن را به میل خودت بسازی، حتی اگر سخت بگذرد. به همهدانا خوش آمدی.
اینجا کسی به تو نمیگوید چهکار کن.
اینجا کسی جای تو تصمیم نمیگیرد.
اینجا فقط کسانی هستند که بلدند همراه باشن. تا تو، بهترینِ خودت را کشف کنی.